ترجمه "similar" به فارسی
مشابه, شبیه, همانند بهترین ترجمه های "similar" به فارسی هستند.
similar
adjective
noun
دستور زبان
Having traits or characteristics in common; alike, comparable. [..]
-
مشابه
adjectiveIn your lifetime, each of you may be faced with a similar situation.
در دوران شما ؛ ممکنه هرکدوم از شما با وضعيتي مشابه روبرو بشه.
-
شبیه
adjectiveFrom that distance, the ship is similar to an island.
در آن فاصله، آن کشتی شبیه یک جزیره است.
-
همانند
adpositionBut they may well have a privilege similar to that given to the Flood survivors.
اما درست همانند زمان نوح به همهٔ انسانها فرصتی داده میشود تا نجات یابند.
-
ترجمه های کمتر
- همسان
- مطابق
- mesl
- باستار
- مانسته
- همدیس
- همگون
- (تقریبا ولی نه کاملا) یکجور
- (هندسه) متشابه
- مانا (هم شکل ولی نه هم اندازه)
- مانند هم
- هم آسا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " similar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "similar"
عباراتی شبیه به "similar" با ترجمه به فارسی
-
روش ترجیح بر اساس مشابهت به راه حل ایدهآل
-
تشابه · مشابهت · هم گونگی
-
خودهمانند
-
(تقریبی ولی نه کامل) یکجوری · (هندسه) تشابه · باستاری · تشابه · تشابه (هندسه) · تطابق · شباهت · مانایی · مانستگی · مانندگی · مشابهت · مطابقت · هم آسایی · هم دیسی · هم گونگی · همانندی · همگونی · یکسانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن