ترجمه "simmer" به فارسی

جوش, (آب و آبگونه) نیم جوش شدن یا کردن, (خشم یا نارضایی یا انقلاب و غیره) در شرف غلیان بودن بهترین ترجمه های "simmer" به فارسی هستند.

simmer verb noun دستور زبان

The state or process of simmering. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوش

    noun

    The rage simmered, barely under control.

    خشمم به جوش آمد، به سختی میشد آن را کنترل کنم.

  • (آب و آبگونه) نیم جوش شدن یا کردن

  • (خشم یا نارضایی یا انقلاب و غیره) در شرف غلیان بودن

  • ترجمه های کمتر

    • به شور رسیدن
    • به گرمای پیش از جوش رساندن و نگاه داشتن (به طوری که کمی قل بزند ولی به جوش کامل نرسد)
    • جوش ملایم
    • در تب و تاب بودن
    • ملایم جوشاندن یا جوشیدن
    • نم جوش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " simmer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Simmer noun دستور زبان

A fan of the Sims series by Maxis.

+ اضافه کردن

"Simmer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Simmer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "simmer" با ترجمه به فارسی

  • آبپزكردن · آشپزی · جوش · كبابپزي · نيمجوشكردن
  • آبپزكردن · آشپزی · جوش · كبابپزي · نيمجوشكردن
  • آبپزكردن · آشپزی · جوش · كبابپزي · نيمجوشكردن
اضافه کردن

ترجمه های "simmer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه