ترجمه "simplify" به فارسی

ساده کردن, آسان کردن, آسانتر کردن بهترین ترجمه های "simplify" به فارسی هستند.

simplify verb دستور زبان

(transitive) To make simpler, either by reducing in complexity, reducing to component parts, or making easier to understand. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساده کردن

    verb

    You have a mania for simplifying everything, answered the Englishman, irritated.

    مرد انگلیسی با بدخلقی پاسخ داد: ـ شما هم که دیوانهی ساده کردن همه چیز هستید.

  • آسان کردن

    As far as fire was concerned, as Marius had no fireplace, he had simplified matters.

    اما مسئله سوخت زمستان را ماریوس با نداشتن بخاری آسان کرده بود.

  • آسانتر کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • سهل کردن
    • مختصر کردن
    • کوتاه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " simplify " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "simplify" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "simplify" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه