ترجمه "sinewy" به فارسی
نیرومند, محکم, عضلانی بهترین ترجمه های "sinewy" به فارسی هستند.
sinewy
adjective
دستور زبان
Tough; having strong sinews. [..]
-
نیرومند
adjective -
محکم
-
عضلانی
and when she dried his hands, even in his weakness they were strong and sinewy.
و دستهای او را میشست که حتی در آن ضعف و بیماری هم قوی و عضلانی بودند.
-
ترجمه های کمتر
- غیرلخم
- پرانسجام
- پرزور
- پرعضله
- پرکنش
- چغر
- چغل
- سفت
- (سبک نگارش) سلیس و محکم
- (گوشت) پررگ و پی
- دیر گسستنی
- زردپی مانند
- وابسته به یا شبیه زردپی
- پاره نشو
- پر انرژی
- پوره دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sinewy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن