ترجمه "single" به فارسی
تک, مجرد, یکدونه بهترین ترجمه های "single" به فارسی هستند.
single
adjective
verb
noun
دستور زبان
Not accompanied by anything else. [..]
-
تک
adjective nounnot accompanied by anything else
I got a new app that locates Christian singles in the neighborhood.
من یک برنامه جدید رو واقع این تک آهنگ مسیحی در محله.
-
مجرد
noun adjectivenot married nor dating
Tom is young and single.
نام جوان و مجرد است.
-
یکدونه
not accompanied by anything else
-
ترجمه های کمتر
- یکنفره
- تنها
- منفرد
- تکآهنگ
- یک
- واحد
- تك
- عزب
- یگانه
- مفرد
- هم
- فقط
- نفر
- فرد
- تکی
- یکه
- مجزا
- یکپارچه
- کسی
- یکتا
- بد
- انفرادی
- ادم
- جداگانه
- برجسته
- یکان
- برگزیدن
- لنگ
- ضعیف
- (امریکا - خودمانی) اسکناس یک دلاری 5
- (انگلیس - خودمانی) بلیط یکسره 2
- (با: not) حتی
- (بیس بال) ضربه ای که موجب رفتن چوگان زن به بیس اول می شود
- (خانه و غیره) برای یک نفر
- (روی چیزی) انگشت گذاشتن 3
- (قدیمی - آبجو) آبکی
- (گیاه شناسی - دارای یک ردیف گلبرگ
- انتخاب کردن
- اهنت -درجم
- این ضربه را زدن
- برای یک خانواده
- بی تا 0
- بی زن
- بی شوهر
- بی کس
- تنها (برای تاکید به کار می رود)
- تک خانوادگی 1
- تک نفری
- جدا کردن
- حتی یکی
- دارای گلبرگ به تعداد معمول نه دوبرابر یا double) تک ردیفی
- سوا کردن
- سگی 4
- یک عددی
- یک نفری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " single " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "single" با ترجمه به فارسی
-
رأی انتقالپذیر
-
تک کلیک
-
(اسب) تک روی · اسب تک رو · اسب تکاور · با تک گام حرکت کردن · تک رو بودن یا شدن
-
(برق) یک فاز · تک نمونی
-
دیسک تک جلسه ای
-
رقابتهای تکحذفی
-
تنکسازی
-
نظام تکحزبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن