ترجمه "sinister" به فارسی
نحس, شیطانی, بدشگون بهترین ترجمه های "sinister" به فارسی هستند.
sinister
adjective
دستور زبان
Inauspicious, ominous, unlucky. [..]
-
نحس
adjectivebut it was not so red as I turned, when I met that sinister expression in his face.
سیمای نامیمون و نحس او را دیدم و با دیدن آن اثر بر دستش، سرخ شدم.
-
شیطانی
adjectiveQuite the sinister plot they had planned.
چه نقشه شیطانی کشیده بودن
-
بدشگون
adjectiveand i appreciate you using the word sinister
و همچنين بخاطر استفاده از كلمه بدشگون از شما ممنونم
-
ترجمه های کمتر
- بدیمن
- مصیبت بار
- شرور
- اهریمنی
- نابکار
- بدسگال
- شوم
- ناخجسته
- گجسته
- تهدیدکننده
- جانگداز
- فجیع
- جنایتکار
- بدجنس
- ناگوار
- (در اصل) چپ
- (نشان های اشرافی) در سمت چپ سپر (در برابر: dexter)
- به سوی چپ
- در چپ
- شیطان صفت
- نهی کننده
- گمراه کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sinister " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sinister" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به bend sinister
-
(نشان های اشرافی) خط مورب از بالای سمت راست سپر به پایین سمت چپ از دیدگاه بیننده (علامت وجود فرد حرامزاده در درخت خانوادگی است)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن