ترجمه "sinter" به فارسی
همجوش, سینتر, کلوخه بهترین ترجمه های "sinter" به فارسی هستند.
sinter
verb
noun
دستور زبان
(geology) An alluvial sediment deposited by a mineral spring. [..]
-
همجوش
-
سینتر
-
کلوخه
-
ترجمه های کمتر
- (زمین شناسی) ته نشست (به ویژه رسوبات دهانه ی چشمه های معدنی که بیشتر از سیلیکا و کربنات کلسیم هستند)
- (فلز) درهم جوشیدن
- (فلزکاری) توده ی درهم جوشیده ی فلز
- همجوش شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sinter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sinter" با ترجمه به فارسی
-
تفجوشی
-
رجوع شود به travertine
اضافه کردن مثال
اضافه کردن