ترجمه "site" به فارسی

محل, جا, مکان بهترین ترجمه های "site" به فارسی هستند.

site verb noun دستور زبان

(obsolete) Sorrow, grief. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محل

    noun

    I'm the closest radio operator to the drop site.

    من نزدیکترین اپراتور به محل سقوط هستم !

  • جا

    noun

    At sites like the one you just destroyed.

    توي يكي از اون جاها ، همون جاييه كه تو خراب كردي.

  • مکان

    noun

    The severity depends upon the site and volume of the bleed.

    اين وابسته به مکان و حجم خونريزي بوده.

  • ترجمه های کمتر

    • سایت
    • پایگاه
    • مکان دیدنی
    • زمین
    • بودگاه
    • قواره
    • (در جا یا موقعیت معینی) قرار دادن
    • - گاه
    • قرار گرفتن
    • قطعه زمین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " site " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Site
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وب سایت

    noun

    I then go to a news site, look for some headlines.

    سپس من به وب سایت خبر رفتم، برای سرفصل خبرها .

تصاویر با "site"

عباراتی شبیه به "site" با ترجمه به فارسی

  • مکان
  • شهر اموات · قبرستان · گورستان
  • فاکتورهای جایگاه
  • محل جدید کارخانه
  • کارگاه
  • آمادهسازی جایگاه · آمادهسازی ریزجایگاه
  • مکان
  • جستجو در داخل سایت. سایتهایی که از یک سیستم مدیریت محتوای استاندارد بهره میبرند این قابلیت را دارند.
اضافه کردن

ترجمه های "site" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه