ترجمه "situation" به فارسی
وضعیت, موقعیت, وضع بهترین ترجمه های "situation" به فارسی هستند.
situation
noun
دستور زبان
The way in which something is positioned vis-à-vis its surroundings. [..]
-
وضعیت
nounstate of affairs [..]
I had to change clothes because what I was wearing wasn't appropriate for the situation.
من باید لباسامو عوض میکردم چون چیزی که پوشیده بودم مناسب اون وضعیت نبود.
-
موقعیت
nounlocation
But it is not, by any means, an optimal situation.
ولی این، هیچ طوری، یک موقعیت بهینه نیست.
-
وضع
nounWe can't control the situation if we do what you suggest.
اگر به پیشنهاد تو عمل کنیم، اختیار اوضاع از دستمان در میرود.
-
ترجمه های کمتر
- جا
- شغل
- موقعيت
- محل
- حالت
- حال
- شرایط
- مسئله
- دشواری
- گذارد
- کار
- بحران
- مکان
- جایگاه
- ایستار
- بودگاه
- جایمندی
- چگونی
- پروانه
- جايگاه
- بودش
- (روان شناسی) شرایط محیط
- آنچه که فرد را تحت تاثیر قرارمی دهد
- اجازه نامه
- اوضاع
- اوضاع و احوال
- خوابگاه کشتی
- وضع بد
- پرگیر آورد
- یادداشت مختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " situation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "situation" با ترجمه به فارسی
-
وضعیت کاری
-
موقعیت دگرگونی
-
تئوری رهبری موقعیتی
-
بافت موقعیت
-
موقعیت پایداری
-
اخلاقیات موقعیتی · اخلاقیات نسبی
-
وضعیت مالی
-
جنبههاي اقتصادي · درگيريهاي اقتصادي · شرايط اقتصادي · موقعیت اقتصادی · پيامدهاي اقتصادي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن