ترجمه "six" به فارسی

شِش, شش, شماره شش بهترین ترجمه های "six" به فارسی هستند.

six noun adjective numeral دستور زبان

(cardinal) A numerical value equal to 6; the number occurring after five and before seven. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شِش

    cardinal number

    Next Thursday is officially six months that I've had my learner's.

    پنجشنبه ي ديگه رسماً شِش ماه ميشه که من تحتِ تعليم بودم

  • شش

    Cardinal number noun

    cardinal number

    I studied for six months in England when I was a student.

    من وقتی دانشجو بودم، شش ماه در انگلستان تحصیل کردم.

  • شماره شش

    adjective noun

    Number five, Hong quan versus number six, boxing.

    شماره پنج ، هونگ کوان در مقابل شماره شش ، با سبک بوکس

  • ترجمه های کمتر

    • šeš
    • شش گانه
    • شماره ی شش
    • عدد شش
    • نیم دوجین
    • گروه یا دسته ی شش تایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " six " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Six proper

Abbreviation of [i]MI6[/i]. (Secret Intelligence Service)

+ اضافه کردن

"Six" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Six در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "six"

عباراتی شبیه به "six" با ترجمه به فارسی

  • موتور ۶ سیلندر خطی
  • (امریکا - عامیانه) تپانچه · تپانچه ی شش تیر · هفت تیر
  • آرمادیلوی ششنواره
  • (به ویژه آبجو و کوکاکولا و غیره) شش قوطی · نیم دوجین
  • شش · شماره شش
  • رولور · هفت تیر
  • جنگ اعراب و اسرائیل
  • (از رستوران و غیره) اخراج کردن · (امریکا - خودمانی) · (به خاطر مستی و غیره) از میکده بیرون کردن · خدمت کسی رسیدن · کشتن · کلک کسی را کندن
اضافه کردن

ترجمه های "six" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه