ترجمه "sixthly" به فارسی
ششم, ششم انکه بهترین ترجمه های "sixthly" به فارسی هستند.
sixthly
adverb
دستور زبان
In the sixth place; sixth in a row. [..]
-
ششم
adjectiveSixthly, that my brother, Padraic Cleary, be retained as manager of the station Drogheda with the right to dwell in my house
ششم: برادرم، پدرایک کلی ری، همچنان مدیر ملک درویدا باقی خواهد ماند و حق اقامت در خانهام را خواهد داشت.
-
ششم انکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sixthly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن