ترجمه "sizzle" به فارسی

تفسیدن, جزجز, (بسیار) داغ بودن یا کردن بهترین ترجمه های "sizzle" به فارسی هستند.

sizzle verb noun دستور زبان

to be exciting or dazzling [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تفسیدن

    verb
  • جزجز

  • (بسیار) داغ بودن یا کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (مانند آهن گداخته که در آب فروکنند یا صدای سرخ کردن ماهی) جلزولز کردن
    • (مجازی) هیجان داشتن
    • تب و تاب داشتن
    • جز کردن
    • جزووز کردن
    • صدای جلز ولز
    • هیس کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sizzle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sizzle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه