ترجمه "skipper" به فارسی
ناخدا, کاپیتان, رهبر بهترین ترجمه های "skipper" به فارسی هستند.
skipper
verb
noun
دستور زبان
(nautical) The master of a ship. (literally, 'shipper') [..]
-
ناخدا
nounmaster of a ship
The two fishing boats they had were skippered by whites.
دو قایق ماهیگیری که داشتند، ناخدا هایشان سفیدپوست بودند.
-
کاپیتان
noun -
رهبر
noun
-
ترجمه های کمتر
- سردسته
- خیزان
- ورجه
- مدیر
- (به ویژه کشتی کوچک و قایق) ناخدا
- (جانور شناسی) پروانه ی جهنده (تیره ی Hesperiidae)
- (شخص یا چیز) جهنده
- رجوع شود به saury
- سردستگی کردن
- ناخدای کشتی
- ناخدایی کردن
- هر حشره ی جهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skipper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Skipper
Skipper (butterfly)
-
پشیزبال
Skipper (butterfly)
تصاویر با "skipper"
عباراتی شبیه به "skipper" با ترجمه به فارسی
-
جهنده گستردهبالان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن