ترجمه "skive" به فارسی

(انگلیس - عامیانه - معمولا با: off) از زیر کار در رفتن, (چرم یا لاستیک و غیره) تراشیدن و نازک کردن, لایه لایه کردن بهترین ترجمه های "skive" به فارسی هستند.

skive verb noun دستور زبان

The iron lap used by diamond polishers in finishing the facets of the gem. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (انگلیس - عامیانه - معمولا با: off) از زیر کار در رفتن

  • (چرم یا لاستیک و غیره) تراشیدن و نازک کردن

  • لایه لایه کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "skive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه