ترجمه "sky" به فارسی

آسمان, سپهر, گردون بهترین ترجمه های "sky" به فارسی هستند.

sky verb noun دستور زبان

(obsolete) A cloud. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسمان

    noun

    specific view, condition [..]

    No clouds were in the sky.

    در آسمان ابری نبود.

  • سپهر

    noun

    atmosphere above a point

  • گردون

    noun

    heaven

  • ترجمه های کمتر

    • بهشت
    • گرودمان
    • فلک
    • åsemån
    • اسمان
    • عرش
    • انداختن
    • (عکس یا نقاشی و غیره) از دیوار آویختن (به ویژه در ارتفاع زیاد)
    • آب و هوا
    • اب وهوا
    • به هوا افکندن
    • زیاد بالا بردن
    • هوا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sky proper

A female given name

+ اضافه کردن

"Sky" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sky در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "sky"

عباراتی شبیه به "sky" با ترجمه به فارسی

  • او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
  • (امریکا - خودمانی) · (طرح یا امید) واهی · آرمان تحقق ناپذیر · امید به پاداش در جهان باقی یا در آینده ی دراز مدت · خواب و خیال · غیر عملی · وعده سر خرمن
  • ابر مرد · جوهر · نقطه
  • آبی آسمانی · لاجوردی
  • نورگیر
  • (موج رادیویی که به یون کره یا ionosphere می خورد و به زمین برمی گردد) موج آسمانی
  • خاکسپاری آسمانی
  • آبی آسمانی · سنگ لاجورد · لاجورد · لاجوردی
اضافه کردن

ترجمه های "sky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه