ترجمه "slain" به فارسی
مقتول, اسم مفعول فعل : slay, کشته شده بهترین ترجمه های "slain" به فارسی هستند.
slain
noun
adjective
verb
دستور زبان
Past participle of slay [..]
-
مقتول
adjective nounwhile the girl he had slain lived in a mean room in a back street.
حال آنکه دخترک مقتول در اتاق حقیری در یکی از محلههای پست شهر زندگی میکرده است.
-
اسم مفعول فعل : slay
-
کشته شده
adjectiveYou know, my brother was slain in the towns.
مي دوني که ، برادر من تو شهر کشته شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن