ترجمه "slaughtering" به فارسی

ذبح, کشتار دام, خونروی بهترین ترجمه های "slaughtering" به فارسی هستند.

slaughtering noun verb دستور زبان

Present participle of slaughter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذبح

    noun

    Occasionally, we bought a live chicken, which we then had to slaughter and clean.

    برخی اوقات برای غذا مرغی زنده میخریدیم که مجبور به ذبح و تمیز کردن آن بودیم.

  • کشتار دام

  • خونروی

  • کشتن دام

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slaughtering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slaughtering" با ترجمه به فارسی

  • صنعت سلاخي · صنعت كشتار · صنعت گوشت
  • (انسان) قتل فجیع · (حیوان را برای خوراک) کشتن · (حیوان) کشتن · خونریزی · ذبح · ذبح کردن · سربریدن · سلاخی · سلاخی کردن · قتل عام · قتل عام کردن · قصابی · قصابی کردن · کشت و کشتار · کشت و کشتار کردن · کشتار · کشتار دام · کشتار زیاد · کشتار فجیع · کشتار کردن · کشتن
  • وزن کشتار
  • سلاخ کشنده · کشتار کننده
  • بی رحمانه · مهلک · ویرانگر · کشتارگر
  • فراوردههاي اسب پير · فراوردههاي جانبي كشتارگاه · فراوردههاي فرعي كشتار · فراوردههاي فرعي لاشه · فراوردههای فرعی کشتارگاه
  • سلاخی حیوان ها
  • سلاخ خانه · کشتارگاه
اضافه کردن

ترجمه های "slaughtering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه