ترجمه "slavic" به فارسی
اسلاو, سقلاوی, (شاخه ای از زبان های هند و اروپایی که به سه بخش : اسلاوی خاوری و اسلاوی جنوبی واسلاوی غربی تقسیم می شود) زبان های اسلاوی بهترین ترجمه های "slavic" به فارسی هستند.
slavic
-
اسلاو
nounShe has a broad Slavic face, with prominent red cheeks.
صورتش پهن و اسلاو وار و گونههایش سرخ و برآمده است.
-
سقلاوی
-
(شاخه ای از زبان های هند و اروپایی که به سه بخش : اسلاوی خاوری و اسلاوی جنوبی واسلاوی غربی تقسیم می شود) زبان های اسلاوی
-
ترجمه های کمتر
- اسلاوی (رجوع شود به Slav)
- وابسته به اسلاوها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slavic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Slavic
adjective
noun
دستور زبان
Of the Slavs, their culture or the branch of the Indo-European language family that they speak. [..]
-
اسلاو
adjectiveof the Slavs, their culture or languages
She has a broad Slavic face, with prominent red cheeks.
صورتش پهن و اسلاو وار و گونههایش سرخ و برآمده است.
عباراتی شبیه به "slavic" با ترجمه به فارسی
-
زبانهای اسلاوی
-
رجوع شود به Old Church Slavic
-
(زبان شناسی) شاخه ی زبان های بالتواسلاویک که از دو زیر شاخه ی بالتیک و اسلاوی تشکیل شده است · وابسته به این زیرشاخه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن