ترجمه "slide" به فارسی

سریدن, سرسره, لغزیدن بهترین ترجمه های "slide" به فارسی هستند.

slide verb noun دستور زبان

A toy for children where they climb up and then slide down again. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سریدن

    verb

    to move with low friction [..]

  • سرسره

    noun

    item of play equipment [..]

    Um, I had a really good time with you on the slide last night.

    آآم ، من اوقات واقعا خوبي با تو ، رويه اون سرسره داشتم.

  • لغزیدن

  • ترجمه های کمتر

    • سر خوردن
    • اسلاید
    • سر
    • لغزش
    • رفتن
    • لغزاندن
    • سرخوردن
    • به سرعت گذشتن (زمان)، سپری شدن
    • کشیدن
    • لغزه
    • انحطاط
    • ساحل
    • شخشاندن
    • شخشیدن
    • لخشاندن
    • لخشش
    • لخشیدن
    • ورمالیدن
    • سراندن
    • آوار
    • بازگشتن
    • زوال
    • (از دست کسی) افتادن
    • (از نظر اخلاقی یا اعتیاد یا عادت) دچار لغزش شدن
    • (برای بازی کودکان یا حمل چیزی) سرسره
    • (به سرعت وبی سرو صدا) آمدن
    • (سنگ یا برف و غیره) ریزش
    • (شیشه ای که هر چیزمورد بررسی با میکروسکپ را روی آن قرار می دهند) لام
    • (عکاسی) اسلاید 0
    • (لغزیدن و) رها شدن
    • (مانند کشو حرکت کردن یا پس و پیش رفتن) حرکت کشویی کردن
    • (مخفیانه) حرکت کردن
    • به قهقرا رفتن
    • بهمن (بیشتر در ترکیب) 2
    • تیغه 1
    • جیم شدن
    • حرکت کشویی
    • رجوع شود به glide
    • رجوع شود به portamento
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "slide"

عباراتی شبیه به "slide" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "slide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه