ترجمه "sling" به فارسی

فلاخن, قلابسنگ, پرتاب بهترین ترجمه های "sling" به فارسی هستند.

sling verb noun دستور زبان

To throw with a circular or arcing motion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاخن

    noun

    instrument for throwing [..]

    What's funny is that you've lost your sling ring.

    چیزی که خنده داره اینه که انگشتر فلاخن ت رو گم کردی

  • قلابسنگ

    instrument for throwing

  • پرتاب

    as though flung from a sling.

    چنان که گویی با منجنیق پرتاب شده باشد،

  • ترجمه های کمتر

    • بند
    • تسمه
    • آویزانه
    • افکنش
    • کلماسنگ
    • مهار
    • (از چند سو) آویختن
    • (با تسمه یا طناب و غیره) بالا یا پایین بردن
    • (با شتاب یا بی دقتی) انداختن
    • (با فلاخن سنگ) پراندن
    • (زنانه) کفش پشتبند دار (sling pump و sling-back هم می گویند)
    • (شکسته بندی) دستمال یا باندی که با آن دست شکسته را از گردن می آویزند
    • (مشروب الکلی دارای ویسکی یا براندی و آب و شکر و آب لیمو) اسلینگ
    • (پایین یا بالا) کشیدن 1
    • (کشتی) حلقه ی باربری
    • آویزان کردن
    • بلند کردن
    • تیر بند
    • تیر نگهدار
    • دکل بند
    • رجوع شود به slingshot
    • وبال گردن
    • پرت کردن 0
    • کفش رکابی
    • گردن آویز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sling"

اضافه کردن

ترجمه های "sling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه