ترجمه "slurred" به فارسی

مبهم ترجمه "slurred" به فارسی است.

slurred adjective verb

Simple past tense and past participle of slur. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مبهم

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slurred " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slurred" با ترجمه به فارسی

  • (با شتاب و بی دقتی تلفظ کردن و بخشی از صدای واژه را خوردن) جویده جویده حرف زدن · (به ویژه چاپ) رنگ ها را قاتی کردن · (محلی) لکه دار کردن · (موسیقی) نت ها را با علامت مشخص کردن · این علامت · بدنام کردن · بدون مکث از یک نت به نت دیگر رفتن · بدگویی کردن · بریده بریده حرف زدن · تحقیر · تحقیر کردن · توهین · خط اتحاد · زود رد شدن · زیر سبیلی رد کردن · سرسری گرفتن · عیب · لاپوشانی کردن · لک · لک انداختن · لکه · ماست مالی کردن (معمولا با: over) · نادیده انگاشتن · ناسزا گویی · ننگ 0 · پست شمردن · چرکین کردن
اضافه کردن

ترجمه های "slurred" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه