ترجمه "small-town" به فارسی
شهرستانی, وابسته به شهرهای کوچک, کم سروصدا بهترین ترجمه های "small-town" به فارسی هستند.
small-town
adjective
دستور زبان
Pertaining to a small town; provincial.
-
شهرستانی
and the delicateairs and ways of a small town Beau Brummell.
ظرافت و ادا و اطوارش به قرتیهای شهرستانی میمانست.
-
وابسته به شهرهای کوچک
-
کم سروصدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " small-town " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن