ترجمه "smart" به فارسی

هوشمند, باهوش, زیرک بهترین ترجمه های "smart" به فارسی هستند.

smart adjective verb noun دستور زبان

(intransitive) To hurt or sting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هوشمند

    adjective

    exhibiting intellectual knowledge, such as that found in books

    I don't just mean smart machines that replace humans.

    منظور من ماشینهای هوشمند که جایگزین آدمها میشوند، نیست.

  • باهوش

    adjective

    Max, you think you're not smart, but you are.

    " مکس " تو فکر ميکني باهوش نيستي ، اما هستي.

  • زیرک

    Being smart is not giving away your planet.

    آدم زیرک سیاره شو تسلیم نمیکنه.

  • ترجمه های کمتر

    • تیز
    • سوزش داشتن
    • هوشمندانه
    • زرنگ
    • هوش
    • شیک
    • درد
    • زیرکانه
    • زیرکی
    • شدید
    • زیبا
    • خوشمزه
    • پرحرارت
    • پراشتیاق
    • گستاخ
    • دردناک
    • تند
    • (از پشیمانی یا آزردگی و غیره) خودخوری کردن
    • (خودمانی) زرنگی
    • (درد) تیرکشیدن
    • (عامیانه) گستاخ
    • (محلی) زیاد
    • (کامپیوتر) هوشمند 4
    • با ذکاوت
    • با زیرکی
    • به خود پیچیدن
    • تر و تمیز
    • تمیز و مرتب 1
    • تیر کشی
    • جز زدن
    • حاضر جواب
    • خوش لباس
    • خوش نما
    • درد آور
    • درد آوردن
    • درد کردن
    • درد کشیدن (یا تحمل کردن)
    • رنج دادن یا بردن
    • زبل 0
    • فراوان 3
    • مد روز
    • مرد رند 2
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smart " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Smart proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Smart" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Smart در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

SMART abbreviation

Specific, Measurable, Attainable, Realistic, Tangible, a mnemonic for goal-setting

+ اضافه کردن

"SMART" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SMART در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "smart" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) آدم های پولدار و شیک · از ما بهتران · از ما بهترون · خوش نژاد · دنیای مد · روش خوب
  • (حقوق) رجوع شود به exemplary damages · خسارت · پول آدم های زرنگ و وارد به کار
  • فن شهر زیستی · مهارت لازم برای زندگی در شهر بزرگ و پرجنجال
  • کارت هوشمند
  • (بمب یا موشک که به کمک ابزار الکترونیکی هدف خود را پیدا می کند و نیازی به نشانه گیری ندارد) بمب هدفیاب · بمب هوشمند
  • شهر هوشمند
  • (امریکا - عامیانه - کارت شناسایی دارای چیپ حافظه) کارت هوشمند · کارت هوشمند
  • میزبان زیرک (smart)
اضافه کردن

ترجمه های "smart" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه