ترجمه "smattering" به فارسی

مشت, مشتی, تعداد قلیل بهترین ترجمه های "smattering" به فارسی هستند.

smattering noun verb دستور زبان

A superficial or shallow knowledge of a subject. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشت

    noun
  • مشتی

    noun
  • تعداد قلیل

  • ترجمه های کمتر

    • تنی چند
    • دانش سطحی
    • شمار کم
    • یک مشت پر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smattering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "smattering" با ترجمه به فارسی

  • (زبانی را که انسان بلد نیست) دروغی صحبت کردن · (نادر) · بلغور کردن · به طور سطحی آموختن · دست و پا شکسته حرف زدن · رجوع شود به smattering
اضافه کردن

ترجمه های "smattering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه