ترجمه "smear" به فارسی

مالیدن, لکه, افترا بهترین ترجمه های "smear" به فارسی هستند.

smear verb noun دستور زبان

(transitive) To spread (a substance, especially one that colours or is dirty) across a surface by rubbing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مالیدن

    verb

    What makes you think the mere smearing of chrism during an exhaustingly long ceremony is able to endow any man with it?

    چرا فکر میکنید صرف مالیدن روغن مقدس در مراسم طولانی و خستهکننده به شخص این امتیاز را عطا میکند؟

  • لکه

    noun

    Pools of blood smear the roads and fields.

    چالههای خون که جادهها و زمینها را لکه لکه کرده.

  • افترا

    Presumptuous enemies who disregarded God’s law derided him and smeared him with falsehood.

    دشمنان متکبّر با بیاعتنایی به شریعت خدا او را استهزا میکردند و به او افترا میزدند.

  • ترجمه های کمتر

    • لک
    • آلودن
    • رسوایی
    • آغشتن
    • آغشتگی
    • عیب
    • (با چیز چرب یا چسبناک یا کثیف) پوشاندن
    • (خودمانی) تار و مار کردن
    • (قلم خودنویس و غیره) جوهر پس دادن
    • (مجازی) بد نام کردن
    • آبرو ریزی
    • افترا بستن (به)
    • با خط بد نوشتن
    • بد نام کردن
    • بد نامی
    • بدنام کردن
    • تهمت زدن
    • خط اتحاد
    • خط انداختن
    • رجوع شود به ointment
    • رسوا سازی
    • رنگ پس دادن
    • سیاه شدن
    • شکست فاحش دادن
    • لکه انداختن
    • ملوث کردن
    • منکوب کردن
    • هتک آبرو کردن
    • کثیف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smear " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "smear" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه