ترجمه "smoking" به فارسی
دوددادن, دود دهی, سوزان، شعله ور بهترین ترجمه های "smoking" به فارسی هستند.
smoking
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of smoke. [..]
-
دوددادن
-
دود دهی
exposing food to the smoke to flavour or preserve it
Jonas pushed a truck loaded with hams from the smoke rooms on to an elevator, and thence to the packing rooms.
او کارش این بود که چرخ پر از ران خوک را از اطاق دود دهی به آسانسور میبرد و از آنجا به سالن بستهبندی میرساند.
-
سوزان، شعله ور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smoking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "smoking"
عباراتی شبیه به "smoking" با ترجمه به فارسی
-
دود و آینه
-
دودها
-
دودداده · دودی
-
آزادماهی دودی
-
(با دود یا گاز و غیره) راندن · (با دود) ضد عفونی کردن · (با دود) لک کردن · (برای حشره زدایی و غیره) دود دادن · (به دخانیات) معتاد بودن · (رنگ) دودی · (سیگار و چپق و غیره) کشیدن 2 · (شیمی) تعلیق ذرات چیزی در گاز · (قدیمی) مشکوک شدن · (ماهی و غیره را) دودی کردن · (مهجور) دست انداختن · (نادر) دود و گرد و خاک هوا کردن (از شدت سرعت) 1 · dud · ابر · ابر یابخار دود مانند · استعمال دخانیات · اندازه · بخار · بخاری · بخور دادن · بو بردن 8 · بیرون کردن · تاراندن · خاکستری تیره (smoked هم می گویند) · درجه · دود · دود بیرون دادن · دود دادن · دود دادن 5 · دود زده کردن 4 · دود متصاعد کردن 0 · دود کردن · سترون کردن (fumigate هم می گویند) 6 · سیگار کشی · سیگار کشیدن · سیگارکشیدن · سیگاری بودن 3 · لک انداختن · مسخره کردن · هر چیز غیر واقعی یا کم اهمیت و زودگذر · هر چیز مبهم کننده یا تار کننده · وسیله ی استعمال دخانیات : سیگار · وهم و خیال · پیپ · چپق · چپق کشی · کشیدن · گاز · گاز آویزش · گاز آویزی · گریزاندن 7
-
پیپ
-
اتاق ویژه ی استعمال دخانیات
-
آتشنشانان · مامورين آتشنشاني جنگل · نگهبانهاي آتشنشاني · نگهبانهاي پیشگیری از آتشسوزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن