ترجمه "snakes" به فارسی
مارها, افعيان, بوييده بهترین ترجمه های "snakes" به فارسی هستند.
snakes
verb
noun
Plural form of snake. [..]
-
مارها
nouncommon name for animals
The snake jabbed its tail at a little sign next to the glass.
مار دمش را به تابلوی کوچک کنار شیشه زد.
-
افعيان
-
بوييده
-
ترجمه های کمتر
- كبراها
- كولوبريده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snakes " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "snakes" با ترجمه به فارسی
-
(جانورشناسی) مارلوده (Micrurus fulvius که مرجان زی و بومی خاور امریکا است)
-
(جانور شناسی) مار (زیر راسته ی Serpentes و راسته ی Squamata که بی دست و پا و زهرین یا بی زهر هستند) · (عامیانه - به ویژه تنه ی درخت و الوار سنگین) روی زمین کشیدن و بردن · (عامیانه) به سرعت کشیدن · (لوله کشی) سیم لوله بازکن · (مانند مار) خزیدن · آدم خائن · خزاندن · خطر محتمل · خطر نزدیک · رودخانه ی اسنیک (در شمال باختری ایالات متحده) · صورت فلکی حیه · فنر لوله بازکن · لغزاندن · مار · مار پیچ رفتن · مارخوش خط و خال · مارپیچ رفتن · ماری · مر · وازدن · پیچ و تاب خوردن
-
(جانورشناسی) کرمک مار (انواع مارهای بی زهر و کرم مانند از تیره ی Typhlopoidea)
-
مار ذرت
-
مار چرخی (در آمریکا برخی معتقد بودند خود را به صورت چرخ درآورده و حرکت می کند)
-
سنجاقک
-
رجوع شود به sansevieria
-
(جانور شناسی) بزمجه ی دم شیشه ای (از جنس Ophisaurus و تیره ی Anguidae)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن