ترجمه "snipe" به فارسی

پاشلک, (به طور غیر مستقیم یا پنهانی) به کسی حمله کردن, (جانور شناسی) پاشله (پرنده ی کرانه زی از تیره ی Scolopacidae به ویژه جنس Gallinago که مرداب زی است) بهترین ترجمه های "snipe" به فارسی هستند.

snipe verb noun دستور زبان

Any of various limicoline game birds of the family Scolopacidae, having a long, slender, nearly straight beak. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاشلک

    common name for birds

  • (به طور غیر مستقیم یا پنهانی) به کسی حمله کردن

  • (جانور شناسی) پاشله (پرنده ی کرانه زی از تیره ی Scolopacidae به ویژه جنس Gallinago که مرداب زی است)

  • ترجمه های کمتر

    • (خودمانی) ته سیگار
    • از کمینگاه تیراندازی کردن
    • بدگویی کردن
    • تیراندازی از کمینگاه
    • حمله کردن
    • پاشله شکارکردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " snipe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Snipe noun

a 15-1/2 foot, two man, one design racing dinghy.

+ اضافه کردن

"Snipe" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Snipe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "snipe"

عباراتی شبیه به "snipe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "snipe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه