ترجمه "snoop" به فارسی

جاسوس, جاسوسی, فضولی بهترین ترجمه های "snoop" به فارسی هستند.

snoop verb noun دستور زبان

To be devious and cunning so as not to be seen [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاسوس

    noun
  • جاسوسی

    noun

    Got to tell your dog to stop snooping around in my garage.

    ، برو به سگت بگو دوروبر گاراژ من. جاسوسی نکنه

  • فضولی

    Who asked you to go snooping around my closet for liquor?

    کی بهت گفت توی کابنینت من واسه مشروب فضولی کنی ؟

  • ترجمه های کمتر

    • تجسس
    • جستجو
    • (عامیانه)
    • (مخفیانه و جاسوس وار) تجسس کردن
    • (کنجکاوانه) نگاه کردن
    • آدم جاسوس منش
    • آدم فضول و کنجکاو (snooperهم می گویند)
    • جاسوسی کردن
    • کوتاه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " snoop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "snoop" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "snoop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه