ترجمه "snoring" به فارسی
خروپف, خرناس بهترین ترجمه های "snoring" به فارسی هستند.
snoring
noun
verb
دستور زبان
The action or sound of breathing during sleep with harsh, snorting noises caused by vibration of the soft palate. [..]
-
خروپف
nounsound made while sleeping
Renesmee was completely unconscious, snoring delicately against my neck.
رنزمه کاملاً خواب بود و کنار گردنم خیلی آرام خروپف میکرد.
-
خرناس
nounA loud snore told him Ron had fallen asleep again.
صدای خرناس رون به هوا رفت و هری فهمید که او دوباره به خواب رفته است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snoring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "snoring" با ترجمه به فارسی
-
(در خواب) خرخر کردن · خرخر · خرخر كردن · خرخر کردن · خرناس · خرناس کشیدن · خرنش کشیدن · خروپف · خروپف کردن · کرش
-
(در خواب) خرخر کردن · خرخر · خرخر كردن · خرخر کردن · خرناس · خرناس کشیدن · خرنش کشیدن · خروپف · خروپف کردن · کرش
-
(در خواب) خرخر کردن · خرخر · خرخر كردن · خرخر کردن · خرناس · خرناس کشیدن · خرنش کشیدن · خروپف · خروپف کردن · کرش
-
(در خواب) خرخر کردن · خرخر · خرخر كردن · خرخر کردن · خرناس · خرناس کشیدن · خرنش کشیدن · خروپف · خروپف کردن · کرش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن