ترجمه "social" به فارسی
اجتماعی, سوسیال, معاشرتی بهترین ترجمه های "social" به فارسی هستند.
A festive gathering to foster introductions. [..]
-
اجتماعی
adjectiverelating to society
First the immigrants, then you. Our solidarity - the answer to social cannibalism.
نخست مهاجرین، سپس شما. اتحاد ما پاسخی است به همنوع خواری اجتماعی.
-
سوسیال
relating to society
and we wonder at the social democratic miracle of Finland
و از معجزه ی سوسیال دموکراتیک فنلاند شگفت زده میشیم.
-
معاشرتی
his being a disengaged and social man makes it all easy.
شوهرش هم آدم معاشرتی و کم مشغلهای است که زیاد سخت نمیگیرد.
-
ترجمه های کمتر
- آمیزگار
- همزیگانی
- مردم آمیز، معاشرتی، خلیق ، متواضع
- مردم آمیز، معاشرتیف خلیق ، متواضع
- اشرافی
- مددکارانه
- مردمگانی
- هامی
- همگینی
- گروهگانی
- (به ویژه جانور) گروه زی
- (نادر) میان همبستگان
- (گیاه شناسی) گروه رست
- انبوهه زی 0
- بین متحدان
- رجوع شود به sociable
- رشد کننده به صورت انبوهه
- مردم آمیز
- هامه گرای
- وابسته به خدمات اجتماعی
- وابسته به دوستان و آشنایان
- وابسته به طبقات یافعالیت های اجتماعی (به ویژه طبقات بالاتر) اعیانی
- وابسته به مردم آمیزای و معاشرت
- گردهمایی خودمانی (برای تفریح و سرگرمی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " social " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
اجتماعی
adjectiveFirst the immigrants, then you. Our solidarity - the answer to social cannibalism.
نخست مهاجرین، سپس شما. اتحاد ما پاسخی است به همنوع خواری اجتماعی.
عباراتی شبیه به "social" با ترجمه به فارسی
-
اجتماعی · جامعه · سوسیالیست
-
سوسياليسم انقلابي
-
حسابرسی اجتماعی
-
کار
-
محروميت اجتماعي
-
مردم · گروههای اجتماعی