ترجمه "society" به فارسی
جامعه, انجمن, اجتماع بهترین ترجمه های "society" به فارسی هستند.
(countable) A long-standing group of people sharing cultural aspects such as language, dress, norms of behavior and artistic forms. [..]
-
جامعه
noungroup of people sharing culture [..]
Soldiers and sailors are always acceptable in society.
سرباز و ملوان همیشه در جامعه باب طبع است.
-
انجمن
nounThe society's request to put a stop to the event went ignored, however.
البته درخواست انجمن برای توقف این رویداد مورد بیتوجهی قرار گرفت.
-
اجتماع
With her the least worldly of men would occupy a most brilliant position in society.
گوشهنشینترین مردان با داشتن چنین همسری، بیاختیار درخشانت رین مقام را در اجتماع، به دست خواهند آورد.
-
ترجمه های کمتر
- گروه
- همزیگان
- اجتماعی
- مصاحبت
- جمع
- اعیانی
- حضور
- محضر
- همنشینی
- آشنایان
- همراهی
- همباش
- همباشگاه
- همزیگانی
- همگنگان
- گروهگان
- هامه
- همگنان
- صنف
- رسته
- (گروه گیاه یا جانور که یک یکان همگن را تشکیل می دهند) هامه
- از ما بهتران
- خوش نژاد
- دنیای مد
- روش خوب
- طبقه ی ممتاز
- هزار فامیل
- هزار فامیلی
- همکاران
- همگن گاه
- همگین گان
- وابسته به طبقات ممتاز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " society " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Society" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Society در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "society"
عباراتی شبیه به "society" با ترجمه به فارسی
-
انجمن شاعران مرده
-
انجمن فابیان (گروه سوسیالیستی انگلیسی که در سال 4881 پایه گذاری شد)
-
رجوع شود به Jesuit
-
جامعه علمی ایرانیان در ژاپن
-
مجمع الجزایر (آبخستگان) سوسیته (متعلق به فرانسه - در جنوب اقیانوس آرام)
-
انجمن علمی
-
جامعه همساز
-
جامعه باز و دشمنان آن