ترجمه "soda" به فارسی
سود, سودا, جوش شیرین بهترین ترجمه های "soda" به فارسی هستند.
soda
noun
دستور زبان
(uncountable) Sodium carbonate. [..]
-
سود
nounsodium carbonate
-
سودا
nouncarbonated water
Just a, uh, cell phone and that soda bottle.
چرا ، فقط يه ، آم ، موبايل ، و يه شيشه سودا.
-
جوش شیرین
nounOkay, let me go get some club soda and salt.
بسیارخب ، بذار من برم یه مقدار نمک و جوش شیرین بیارم.
-
ترجمه های کمتر
- کربنات سدیم
- لیموناد
- سودسوزآور
- (از ریشه ی عربی : اسود)
- (شیمی) اکسید سدیم (Na2O)
- (نوشابه ی گازدار) سودا
- ̂lymvnad
- بی کربنات سدیم
- رجوع شود به soda pop
- رجوع شود به soda water
- هیدروکسید سدیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "soda"
عباراتی شبیه به "soda" با ترجمه به فارسی
-
̂lymvnad · جوش شیرین · سودا · لیموناد · نوشابه ی گازدار (مانند کوکا و پپسی) · کربنات سدیم
-
جوش شیرین · سودا · کربنات سدیم · کربنات سدیم تجارتی
-
جوش شیرین · سودا · کربنات سدیم · کربنات سدیم بلورین
-
رجوع شود به sodium benzoate
-
(در برخی رستوران ها) پیشخوان ویژه ی تهیه و فروش بستنی و نوشابه های غیر الکلی
-
بیسکوئیت ترد · بیسکویت دارای نمک و جوش شیرین
-
جوش شیرین · جوش شیرین (NaHCO3) · گرد مخمر
-
(امریکا- خودمانی) متصدی soda jerker( soda fountain هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن