ترجمه "sofa" به فارسی
کاناپه, نیمکت, تخت بهترین ترجمه های "sofa" به فارسی هستند.
sofa
noun
دستور زبان
An upholstered seat, typically having sides and back, long enough to accommodate two or more people. [..]
-
کاناپه
upholstered seat
He lay on a sofa, with his eyes closed.
او بر روی کاناپه خوابید، با چشمانی بسته.
-
نیمکت
nounA piece of furniture on which more than one person can sit, with cushions, a back, and arm rests. [..]
She rose from the sofa in dismay and stood up facing him.
دونیا از روی نیمکت با ترس برخاست و در مقابل برادر قد راست کرد.
-
تخت
adjective nounupholstered seat
He turned away and sat down on the sofa.
رو را برگردانید و به روی تخت نشست.
-
ترجمه های کمتر
- اریکه
- (از ریشه ی عربی : صفه) کاناپه
- اطاق استراحت
- سالن استراحت
- نیمکت مبلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sofa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sofa"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن