ترجمه "soft-boiled" به فارسی
(تخم مرغ) عسلی, نیم بند بهترین ترجمه های "soft-boiled" به فارسی هستند.
soft-boiled
adjective
دستور زبان
(of a boiled egg) cooked to a soft consistency with the yolk still runny [..]
-
(تخم مرغ) عسلی
-
نیم بند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soft-boiled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن