ترجمه "solicitous" به فارسی
مشتاق, نگران, دلواپس بهترین ترجمه های "solicitous" به فارسی هستند.
solicitous
adjective
دستور زبان
Disposed to solicit; eager to obtain something desirable, or to avoid anything evil; concerned; anxious; careful. [..]
-
مشتاق
adjective -
نگران
the most solicitous for accommodation and appearance.
نگران تدارکات و ظواهر کار بود.
-
دلواپس
adjectiveMy doctor is very solicitous.
اين دکتر من خيلي دلواپس منه
-
ترجمه های کمتر
- مضطرب
- خواهان
- در فکر
- علاقمند به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " solicitous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "solicitous" با ترجمه به فارسی
-
درخواست
-
تشجیع کننده · متقاضی
-
دقت زیاد
-
التماس · تشجیع · تقاضا · جلب · جمع اوری · خواستاری · در خواست · درخواست · دعوت · وصول
-
(روسپی) مشتری جلب کردن · (صمیمانه یا عاجزانه) درخواست کردن · اغوا کردن · التماس کردن · تقاضا کردن · درخواست کردن · درخواستن · دست به دامن کسی شدن · متوسل شدن به · مخاطب ساختن · وسوسه کردن · گمراه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن