ترجمه "solid" به فارسی
جامد, صلب, استوار بهترین ترجمه های "solid" به فارسی هستند.
In the solid state; not fluid. [..]
-
جامد
adjectivein the solid state [..]
The gold in his eyes seemed to harden from a liquid to a solid.
به نظر میرسید طلای درون چشمش از مایع به جامد تغییر حالت میداد.
-
صلب
adjectivein the solid state
-
استوار
adjectiveI could see the flower tubs on the terrace. and the blue of the hydrangeas clumped and solid.
میتوانستم تشت گلها را روی بهار خواب ببینم و آبی گلهای ادریسی دسته شده و استوار.
-
ترجمه های کمتر
- مستحکم
- محکم
- سخت
- بسته
- یکپارچه
- پر
- عمیق
- ناب
- تمام
- دج
- معرکه
- پیوسته
- کامل
- غلیظ
- تام
- ژرف
- بربست
- چگال
- لاینقطع
- انبوه
- جدی
- (به ویژه خوراک) مقوی 3
- (خودمانی) عالی
- (رنگ) یکدست
- (عامیانه با کسی) اخت بودن
- (واژه ی مرکب) بدون هایفن
- بدون بریدگی
- بدون تیره
- بدون مکث
- بی آمیز
- توپر (دربرابر: توخالی hollow)
- تیره 1
- جامد (در برابر: مایع liquid و گاز gas)
- حالت جامد
- خوب 4
- رابطه ی دوستانه داشتن 2
- سره 0
- سه بعدی (دارای طول و عرض و عمق)
- فشرده
- ماده دج 5
- ماده ی جامد
- متفق القول
- هم رای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " solid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Acronym of [i]Single responsibility, Open-closed, Liskov substitution, Interface segregation and Dependency inversion[/i]. (When followed, the created system will be more likely easy to maintain, and extend over time.)
"SOLID" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SOLID در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "solid" با ترجمه به فارسی
-
تخمير سوبستراي جامد · تخمير فاز جامد · تخمیر حالت جامد
-
استخراج فاز جامد
-
پودر کاکائو
-
کربن دیاکسید جامد
-
سوختها · سوختهاي جامد · سوختهاي مايع
-
هیدروژن جامد
-
شیمی حالت جامد
-
موشک دارای سوخت جامد