ترجمه "solo" به فارسی

تکنوازی, تک, انفرادی بهترین ترجمه های "solo" به فارسی هستند.

solo adjective verb noun adverb دستور زبان

(music) A piece of music for one performer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکنوازی

    musical piece or part of musical piece performed by a single musician

    and the best-selling solo jazz album in history.

    و پرفروشترین آلبوم تکنوازی جاز تاریخ است.

  • تک

    adjective noun

    It came in as a sort of brief interlude and solo between more extensive performances.

    این امر مثل یک تک نوازی یک نوازنده میان دو قطعه مفصل همراه دسته موسیقی واقع شد.

  • انفرادی

    We've been teaming you up, and now we're going to see how you fare solo.

    حالا میخوایم ببینیم چطور کار انفرادی انجام میدین

  • ترجمه های کمتر

    • تکی
    • یکنفری
    • فقط
    • تکخوانی
    • یکنفره
    • صرفا
    • (بازی ورق که در آن هر کس برای خودش بازی می کند و شریک ندارد) بی شریک
    • (موسیقی) تکنوازی (یا تکخوانی) کردن
    • (موسیقی) قطعه یا آهنگ یکنفری
    • آواز یکنفری
    • بدون همراه
    • تک رقصی
    • تک پروازی کردن
    • رقص تکنفره
    • یک تنه
    • یکنفری پرواز کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " solo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "solo" با ترجمه به فارسی

  • (نوعی انسان اولیه که سنگواره های او در نزدیکی رودخانه ی سولو در جاوه کشف شد) انسان سولو
اضافه کردن

ترجمه های "solo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه