ترجمه "somatic" به فارسی

بدنی, جسمی, تنی بهترین ترجمه های "somatic" به فارسی هستند.

somatic adjective دستور زبان

Part of, or relating to the body of an organism. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدنی

    adjective
  • جسمی

    adjective
  • تنی

  • ترجمه های کمتر

    • (گیاه شناسی) وابسته به تنه
    • تن دیواری (somatopleuric هم می گویند - در برابر: اندرونه ای یا امعا و احشایی visceral)
    • تنه ای
    • دارای ماده
    • ساقه ای (دربرابر: شاخه ای یا آویزه ای appendicular)
    • وابسته به دیواره ی بدن
    • وابسته به یاخته های تنی (somatic cells - در برابر: یاخته های زایشی germ cells)
    • کالبدی (در برابر: روحی یا روانی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " somatic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "somatic" با ترجمه به فارسی

  • دورگهگيري پيكري كل · دورگهگیری پیکری · هیبریداسیون پيكري · هیبریداسیون پیکری
  • تغيير پيكري
  • شمارش سلول سوماتیک · شمارش سلول پیکری
  • سلولها · سلولهاي پيكري · یاختهها
  • جهش پیکری · موتاسیون سوماتیک
  • (زیست شناسی) یاخته ی تنی (در برابر: یاخته ی زایشی germ cell) · یاختههای سوماتیک
  • تغيير پيكري · تغییر همسانهای
  • رویانزایی پیکری
اضافه کردن

ترجمه های "somatic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه