ترجمه "sonic" به فارسی
صوتی, آوایی, صوت بهترین ترجمه های "sonic" به فارسی هستند.
sonic
adjective
of or relating to sound [..]
-
صوتی
adjectiveAnd if you're lucky, you may hear the faint pop of the sonic boom.
اگه خوش شانس باشید, شاید صدای شکستن دیوار صوتی رو بشونین.
-
آوایی
-
صوت
-
ترجمه های کمتر
- صدایی
- (پسوند) آوا
- وابسته به سرعت صوت (حدود 0221 کیلومتر در ساعت)
- وابسته به صدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sonic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sonic" با ترجمه به فارسی
-
(مقاومت فزاینده ی هوا هنگام نزدیک شدن هواپیما و غیره به سرعت صوت) دیوار صوتی · سد صوتی (sound barrier هم می گویند) · مانع صوتی
-
(یاخته یا ویروس و غیره را در معرض انرژی صوتی قرار دادن) آوادهی کردن
-
جنگافزار صوتی
-
پیچ گوشتی صوتی
-
سونیک
-
(صدای انفجار مانند هواپیما و غیره هنگام حرکت در سرعت فرا صوتی) ترکش آوایی · انفجار صوتی · بمب صوتی · ترکش صوتی
-
رجوع شود به Fathometer
اضافه کردن مثال
اضافه کردن