ترجمه "sonny" به فارسی

فرزند جان, پسرم, پسرک بهترین ترجمه های "sonny" به فارسی هستند.

sonny noun دستور زبان

a familiar form of address for a boy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرزند جان

    noun
  • پسرم

    noun

    Then you'd better change the tone of your voice, sonny.

    ، خُب پس بهتره که تُن صدات رو عوض کنی. پسرم

  • پسرک

    noun

    its share and share alike aboard my vessel, sonny boy

    اون بايد بطور يكسان بين تمام افراد كشتي تقسيم بشه ، پسرک

  • ترجمه های کمتر

    • معشوق
    • (خطاب مهرآمیز به پسر خود یا هر پسر دیگر) پسرم
    • بچه شیر
    • پسر بچه
    • پسر جان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sonny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sonny proper

A nickname of a child. [..]

+ اضافه کردن

"Sonny" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sonny در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sonny" با ترجمه به فارسی

  • بچه شیر · فرزند جان · معشوق · پسر بچه · پسرم · پسرک
  • سانی رالینز
اضافه کردن

ترجمه های "sonny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه