ترجمه "sooty" به فارسی

سیاه, تیره, قیرگون بهترین ترجمه های "sooty" به فارسی هستند.

sooty adjective verb دستور زبان

of, relating to, or producing soot [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاه

    adjective

    Between my knees lay the exploder, crushed under a twisted sheet of sooty iron.

    وسیله انفجار میان پاهایم بود، ولی تکه آهن به هم پیچیده و سیاه رنگ روی آن افتاده و خردش کرده بود.

  • تیره

    noun
  • قیرگون

  • ترجمه های کمتر

    • دوده ای
    • دوده زده
    • دوده فام
    • دوده گرفته
    • سیاه و تاریک
    • وابسته به دوده
    • پر از دوده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sooty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sooty" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sooty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه