ترجمه "sophist" به فارسی
سوفیست, سفسطه گر, سوفسطائیگری بهترین ترجمه های "sophist" به فارسی هستند.
sophist
noun
دستور زبان
One of a class of teachers of rhetoric, philosophy, and politics in ancient Greece, especially one who used fallacious but plausible reasoning. [..]
-
سوفیست
masculineone who is captious, fallacious, or deceptive in argument
-
سفسطه گر
noun -
سوفسطائیگری
specific kind of teacher in both Ancient Greece and in the Roman Empire
-
ترجمه های کمتر
- (یونان باستان) فیلسوف سوفسطایی
- سفسطه باز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sophist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sophist
noun
any of a group of Greek philosophers and teachers in the 5th century BC who speculated on a wide range of subjects
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sophist" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sophist در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sophist" با ترجمه به فارسی
-
(نادر) به کار بردن سفسطه یا روش های سوفسطایی · تهذیب · دنیا دوستی · رقیق سازی · زبان بازی · سفسطه · قاطی سازی · مغالطه · ناخالص سازی · ناسره سازی (رجوع شود به sophisticate) · پختگی · پیراستگی (رجوع شود به sophisticated) · کار کشتگی
-
پیشبرد یا اعتلای مدیریت مبتنی بر ارزش
-
حسابداری مدیریت پیشرفته
-
پیشرفته
-
(از نظر فکری و فرهنگی) پرمایه · (متن) دارای دست بردگی · آگاه · بافرهنگ · بامعرفت · تحریف شده · دستکاری شده · رقیق شده · عالمانه · فرهیخته · قاتی دار · مخدوش · مدغم · ناخالص · ناسره · ناناب · وارد · پخته · پرمغز · پیراسته · پیشرفته · پیچیده · چشم و گوش باز · چند جنبه ای · چیره دستانه · کارکشته
-
(متن را) دست بردن · از حالت طبیعی یا اولیه ی خود انداختن · از سادگی یا کم تجربگی درآوردن · تحریف کردن · تفسیر غلط کردن · رجوع شود به sophisticated · رقیق کردن · ساختگی کردن · غیر اصیل کردن · فرهیخته کردن · قاتی دار کردن · قلابی کردن · مخدوش کردن · مصنوعی کردن · ناخالص کردن · ناسره کردن · ناناب کردن · پخته کردن · پیشرفته کردن · پیچیده کردن · کار کشته کردن
-
(برخی دانشگاه های انگلیس) شاگرد · دانشجو · سفسطه باز · سفسطه گر
-
سفسطه آمیز (sophistic هم می نویسند) · سوفسطایی · ظاهرا منطقی و محتمل ولی باطنا غلط · وابسته به سفسطه بازی · وابسته به سوفسطایی ها · گول زننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن