ترجمه "sopping" به فارسی
(کاملا) خیس, آبچکان بهترین ترجمه های "sopping" به فارسی هستند.
sopping
adjective
verb
adverb
دستور زبان
Soaked, drenched, completely wet to the point of dripping. [..]
-
(کاملا) خیس
-
آبچکان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sopping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sopping" با ترجمه به فارسی
-
ترید
-
(با: in یا into یا through) از چیزی نشت کردن · (معمولا با: up- آبگونه را) در آشامیدن · اسلوب عملکرد · باج سبیل · تریت · ترید · ترید (یا تلیت) کردن · جذب کردن · خیس کردن · خیساندن · رشوه · شیوه ی استانده · غذای مایع · غسل دادن · مخفف : شیوه ی به کار اندازی (یا به کاربری یا عمل) · نان ترید (یا تلیت) شده (در آبگوشت یا شیر و غیره) · نفوذ کردن · وسیله ی استمالت یا دلجویی · پاک کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن