ترجمه "sorrow" به فارسی
غم, اندوه, زاری بهترین ترجمه های "sorrow" به فارسی هستند.
sorrow
verb
noun
دستور زبان
(uncountable) unhappiness, woe [..]
-
غم
noununhappiness
Yes, there will be deep sorrow because of sin.
آری، بخاطر گناه غم عمیق وجود خواهد داشت.
-
اندوه
noununhappiness
Stumbling through their parts, nursing someone else's sorrow.
بازیگرانی که از میان نقشهایشان بیرون میلغزیدند تا در اندوه دیگری شریک شوند.
-
زاری
unhappiness
she was taken to finish her sorrows in bed.
او را به رختخواب بردند تا آنجا به گریه و زاری خاتمه بدهد.
-
ترجمه های کمتر
- غصه
- تاسف
- حزن
- تاسه
- مصیبت
- سوگ
- پشیمانی
- محنت
- فلاکت
- فغان
- ندامت
- دق
- ğam
- آدرنگ
- زاریدن
- نژندی
- غمگینی
- تاثر
- بلا
- (با: at یا over یا for) غم خوردن
- آه و ناله
- اندوهگین بودن
- دق کردن
- رجوع شود به penitence
- سوگواری کردن
- مایه ی تاسف
- مایه ی غصه
- ندبه کردن
- گریه زاری
- گریه و زاری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sorrow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sorrow" با ترجمه به فارسی
-
اندوه · حزن · غصه · غم · غمگینی
-
عنوان حضرت عیسی
-
اندوهبار · اندوهگین · تاسف انگیز · جانگداز · شرمسار · غم انگیز · غمزده · غمناک · غمگین · متاسف · محزون
-
داغدیده · محروم
-
اندوهبار · اندوهگین · تاسف انگیز · جانگداز · شرمسار · غم انگیز · غمزده · غمناک · غمگین · متاسف · محزون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن