ترجمه "soul" به فارسی

روح, روان, جان بهترین ترجمه های "soul" به فارسی هستند.

soul verb noun دستور زبان

(music) Soul music. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روح

    noun

    the spirit or essence of a person that is believed to live on after the person’s death [..]

    Michael Singer is the author of The Untethered Soul.

    میکائل سینگر نویسندهٔ روح افسار گسیخته است.

  • روان

    noun

    the spirit or essence of a person that is believed to live on after the person’s death

    engineer of the soul. that was stalin you quoted

    مهندسان روان اين اصطلاحيه که استالين بکار ميبرد

  • جان

    noun

    the spirit or essence of a person that is believed to live on after the person’s death

    For in that sonorous soul everything took shape in sound.

    زیرا در این جان پر نوا همه چیز به صوت مبدلمیشد.

  • ترجمه های کمتر

    • کسی
    • وجود
    • شخص
    • فرد
    • آدم
    • نفر
    • نهاد
    • مظهر
    • اصل
    • حرارت
    • طینت
    • تحرک
    • طبیعت
    • تجسم
    • شخصی
    • ruh
    • سردسته
    • رهبر
    • (آمریکا) وابسته به سیاهپوستان
    • (مجازی) روح
    • بخش اصلی
    • رجوع شود به soul music
    • روح (در برابر: جسم یا بدن body)
    • رکن اصلی
    • شوق و ذوق
    • یک شخص
    • یک کسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " soul " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Soul

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 42.

+ اضافه کردن

"Soul" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Soul در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "soul"

عباراتی شبیه به "soul" با ترجمه به فارسی

  • ارواح (ج. روح)
  • ارواح ضعیف
  • (عامیانه) خوراک های متداول در ایالت جنوبی آمریکا (به ویژه در میان سیاهپوستان)
  • جان کلام · قوت · مطلب عمده · نکته مهم
  • سول جاز
  • رجوع شود به French kiss
  • (عامیانه) یار جانی · دلبر · محبوب · نیمه گمشده (عشق) · یار صمیمی
  • سایکدلیک سول
اضافه کردن

ترجمه های "soul" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه