ترجمه "soused" به فارسی

مست, مسحور, هوسباز بهترین ترجمه های "soused" به فارسی هستند.

soused adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of souse.. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مست

    adjective

    We were getting soused at a bar down the road.

    ما رفته بوديم مشروب فروشي پايين جاده مست کنيم.

  • مسحور

    adjective
  • هوسباز

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مبهوت
    • جادو شده
    • مسموم شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " soused " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "soused" با ترجمه به فارسی

  • (آمریکا - خودمانی) میخواره · (خودمانی) مست کردن یا شدن · (خوراک مشتمل بر کله پاچه ی خوک که ترشی انداخته اند) ساوس · (در آب یا آب نمک) خیساندن · (مهجور - شکار با باز) شیرجه رفتن باز (بر روی شکار) · آب نمک · آب و نمک و سرکه (برای ترشی انداختن گوشت خوک) · آبروت کردن · بدمست · ترشی · ترشی انداختن · غسل دادن · مست کردن · کاملا خیس کردن یا شدن
  • ترشی
اضافه کردن

ترجمه های "soused" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه