ترجمه "spa" به فارسی
اسپا, مخزن, باشگاه ورزشی مجهز به سونا و استخر بهترین ترجمه های "spa" به فارسی هستند.
spa
noun
دستور زبان
A health resort near a mineral spring or hot spring. [..]
-
اسپا
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Thea and Laurel picked a fine day for a spa treatment.
تیا و لورل خوب روزی رو برای رفتن به اسپا انتخاب کردن
-
مخزن
noun -
باشگاه ورزشی مجهز به سونا و استخر
-
ترجمه های کمتر
- تفریحگاه پولداران
- حوض آب گرم
- خزینه ی آب گرم
- رامشگاه اعیانی
- مرکز توریستی (رامشگاه) دارای چشمه ی معدنی
- چشمه معدنی
- چشمه ی آب معدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spa
proper
A town located in the Belgian province of Liège, famous for its hot springs. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Spa" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Spa در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "spa" با ترجمه به فارسی
-
اردوگاه تندرستی (به ویژه دارای استخر شنا و آب های معدنی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن