ترجمه "spall" به فارسی
سنگریزه, (به ویژه از سنگ) تراشه, (فیزیک) پراشیدن بهترین ترجمه های "spall" به فارسی هستند.
spall
verb
noun
دستور زبان
(especially of stone) A splinter, fragment or chip. [..]
-
سنگریزه
-
(به ویژه از سنگ) تراشه
-
(فیزیک) پراشیدن
-
ترجمه های کمتر
- تراشه کردن
- سنگ ریزه
- لایه لایه کردن یا شدن
- پوسته پوسته کردن یا شدن
- چند پاره کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن