ترجمه "spartan" به فارسی
اسپارتی, جنگاور, زاهدانه بهترین ترجمه های "spartan" به فارسی هستند.
spartan
adjective
دستور زبان
austere, frugal or characterized by self-denial [..]
-
اسپارتی
The one battle that the Spartans fought that everybody remembers
تنها جنگ اسپارتی ها که در یادها مانده است
-
جنگاور
noun -
زاهدانه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (مانند اسپارتی ها) دلیر
- تند و تلخ
- دارای ویژگی های اسپارتی (مانند دلیری و طاقت و غیره)
- شهروند اسپارت
- صرفه جو
- وابسته به اسپارت باستان و مردم و فرهنگ آن
- پر انضباط
- پر طاقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spartan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spartan
adjective
noun
دستور زبان
A citizen of Sparta. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Spartan" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Spartan در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "spartan" با ترجمه به فارسی
-
بردباری · بی تکلفی · دلیری · سادگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن